الفيض الكاشاني
45
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
نه آن كه آگاهى داشته باشند بر دين بلكه كلمهء حق به آنها القا شده است . 2 - درجهء دوّم اين كه سخن و صداى زيد را در خانه از پشت ديوار بشنويد و به اين وسيله استدلال كنيد كه زيد در خانه است . اين تصديق و ايمان و يقين به بودن زيد در خانه قوىتر از صرف شنيدن خبر ( مرحلهء اول ) است ، زيرا وقتى به شما بگويند كه زيد در خانه است سپس صدايش را بشنويد بر يقين شما افزوده مىشود ، چون صدا دلالت بر شكل و صورت مشخص مىكند در نزد كسى كه صدا را مىشنود ، در حالى كه صورت را ديده باشد ، پس قلبش حكم مىكند كه اين صدا صداى آن شخص است ، اين ايمان با دليل همراه است . در عين حال احتمال خطا نيز در آن مىرود ، چون گاهى صداى افراد به هم شبيه است ( ممكن است صدايى شبيه به صداى زيد باشد ) و گاه ممكن است كسى خود را به زحمت اندازد و صداى زيد را تقليد كند . امّا اين احتمال كمتر به دل شنونده خطور مىكند چون جاى متّهم ساختن افراد نيست و هدفى در اين تقليد فرض نمىشود . 3 - مرحلهء سوّم آن است كه وارد خانه شوى و با چشمت او را ببينى ، اين شناخت شناخت حقيقى و شهود يقينى است . اين شناخت شبيه شناخت مقرّبان و صديقّان است ، چون ايمان آنها بر اساس مشاهده است . در نتيجه ايمان عوام و متكلمان نيز در ايمان آنان موجود و نهفته است . بنابراين به علت داشتن درجهاى كه با وجود آن درجه ( شهود يقينى ) امكان اشتباه محال است ، نسبت به گروه اوّل و دوّم امتياز بيشترى دارند . گروه سوم خود از لحاظ ميزان دانش و درجات كشف با يكديگر متفاوتند . مثال براى درجات اين است كه زيد را در خانه از نزديك و در صحن خانه در هنگام تابش خورشيد ببينى در نتيجه ادراكت نسبت به او كامل مىشود ، نوع ديگر آن كه او را در خانه يا از دور يا در شب هنگام ادراك كنى و صورتش برايت مجسّم شود به گونهاى كه يقين كنى خود اوست ولى ريزهكاريهاى صورتش به طور دقيق در نفست مجسّم نشود ، نظير اين تفاوتهاى ادراكى در مشاهدهء امور الهى و معنوى نيز وجود دارد ، امّا اندازهء دانشها به اين است كه يك بازديد كننده در خانه زيد عمرو ، و بكر و ديگران را نيز